دانلود پایان نامه ارشد : بررسي روابط متقابل ميان اجزاي سرمايه هاي ...

با ورود به اقتصاد دانشي ،ما به مدل جديدي از داراييهاي سازماني نياز داريم.بطور كلي داراييهای سازماني را مي توان به 2 دسته كلي تقسيم كرد :

1-داراييهای مشهود:اين داراييها شامل داراييهاي فيزيكي و مالي هستند كه بطور تقريبا كامل در تراز نامه شركتها منعكس مي شود. اين داراييها تحت اصول اقتصاد كميابي عمل مي كنند يعني با استفاده بيشتر از آنها، از ارزش آنها كاستهمي شود.

2-داراييهای نامشهود: اين داراييها هم به دو دسته كلي تقسيم مي شوند :

2-1:داراييهاي نامشهودی كه به وسيله قانون حمايت شده اند و به آنها عنوان مالكيت معنوي را داده اند و شامل حق امتيازها وكپي رايتها و فرانشيز وعلايم وماركها تجاري است. برخي از موارد آن در ترازنامه منعكس مي شوند.

2-2:ساير داراييهاي نامشهود كه شامل سرمايه هاي  فکری است كه تحت اصول اقتصاد فراواني عمل مي كنند يعني با استفاده بيشتر از آنها، از ارزش آنها كاسته نمي شود و معمولا در ترازنامه منعكس نمي شوند (Tayles et al .,2002).

در اين فصل ازتحقيق، محقق به طور خلاصه و با توجه به موضوع تحقيق، به بيان مساله اصلي پژوهش و تشريح و بيان موضوع، ضرورت انجام تحقيق، فرضيه هاي تحقيق، اهداف اساسي از انجام تحقيق، روش تحقيق، روش هاي گردآوري اطلاعات، نمونه و جامعه آماري، روش نمونه گيري و روش هاي تجزيه و تحليل اطلاعات پرداخته، و در پايان اصطلاحات و واژه هاي تخصصي مطرح مي گردند.

  • مسأله اصلي تحقيق

اين امر مسلمي است که پژوهش هاي کاربردي، مساله مدار هستند. بدين معني که تمام فرآيند پژوهش، از اولين گام هاي مشاهده تا آخرين مراحل استنتاج، مي بايد حول يک يا چند مساله يا مشکل دور بزند. بنابر اين، روشن کردن مشکل يا مساله در يک تحقيق علمي و کاربردي، يکي از ضروري ترين و اولين گام هاي پژوهش است. اگر مساله خوب روشن يا تبيين نشود، تمام مراحل بعدي فرايند تحقيق از قبيل: جمع آوري اطلاعات و استنتاجات يا نتيجه گيري، دچار مشکلات و نواقصي خواهد شد که ناشي از خود آن مراحل نيست، بلکه ناشي از روشن نبودن و بيان نادرست مساله است. بنابر اين شايد اغراق نباشد که بعضي از محققان معتقدند که خوب و درست روشن کردن مساله، معادل نيمي از فعاليت هاي پژوهشي است.

ابتدا لازم است تا مدل مفهومي تحقيق نمايش داده شود، تا سئوالات تحقيق از روي مسير مربوطه مشخص گردند.

شکل 1-1) مدل مفهومي تحقيق

 

در اين تحقيق با توجه به مدل مفهومي تحقيق سوالات زير مطرح مي گردند:

  1. آيا ميان اجزاي سرمايه هاي معنوي،ارتباط معنادار ومثبتي وجود دارد ؟
  • آيا بين سرمايه انساني و سرمايه مشتري ارتباط معنادار و مثبتي وجود دارد ؟
  • آيا بين سرمايه انساني و سرمايه ساختاري ارتباط معنادار و مثبتي وجود دارد ؟
  • آيا بين سرمايه ساختاري و سرمايه مشتري ارتباط معنادار و مثبتي وجود دارد ؟

     2.آيا  اجزاي سرمايه هاي فکری موجب بهبودعملكرد سازماني  ميشود؟

  • آيا سرمايه مشتري موجب بهبود عملكرد سازماني مي شود ؟
  • آيا سرمايه ساختاري موجب بهبود عملكرد سازماني مي شود؟
  • آيا سرمايه انساني موجب بهبود عملكرد سازماني مي شود؟
    • تشريح و بيان موضوع

 در يك تعريف ساده، سرمايه فکری،عبارتست از تفاوت بين ارزش بازاري و ارزش دفتري داراييهاي يك شركت(Seetharaman et al.,2009). در تعريف ديگر، از سرمايه فکری به عنوان همه فرآيندهاو داراييهايي نام برده مي شود كه معمولا در تراز نامه منعكس نمي شوند (Bontis et al.,2000). متاسفانه هيچ تعريف جهانشمولي از سرمايه هاي فکری وجود ندارد.خود اين سرمايه هاي فکری هم داراي يكسري اجزايي هستند كه در يك طبقه بندي ساده شامل سه نوع سرمايه انساني،سرمايه ساختاري و سرمايه مشتري مي باشد (Bontis et al.,2000).

سرمايه انساني:شامل ذخيره دانش اعضاي يك سازمان است كه شامل شايستگها و طرزفكرهاي كاركنان است.

سرمايه ساختاري:شامل همه مخازن دانش غير انساني در يك سازمان است كه شامل پايگاه داده ها ،چارتهاي سازماني و فرآيندها و استراتژيها و … .است كه به سازمان ارزشي فراتر از مواد آن مي دهد.

سرمايه مشتري:عبارتست از دانش گرفته شده در كانالهاي بازاريابي و روابط مشتري يك سازمان است (Bontis et al.,2000).

طبقه بنديهاي مختلفي از سرمايه هاي فکری ارايه شده است.(Seetharaman et al.,2002andPetty et al.,2000 and Chen et al.,2004).

بطور كلي بايد گفت كه مهمترين جز اصلي و اساسي سرمايه فکری،سرمايه انساني است و دو سرمايه ديگر تابعي از سرمايه انساني است (Chen et al., 2004).

متاسفانه سازمانها به اين سرمايه هاي فکری توجهي ندارند و از نقش آنها در تحقق اهداف خود،غافل هستند زیرا اين سرمايه هاي فكري را نمي شناسند و قادر به انداره گيري آنها نيستند.

تحقيق حاضر در پي آن است كه ببيند:

1- آيا سرمايه هاي فکری موجب بهبود عملکرد سازمانی می شود یا نه؟

2- آيا اين اجزا سرمايه هاي فکری با همديگر ارتباطي دارند يا نه؟

 

  • ضرورت و اهميت انجام تحقيق

همانطوري كه قبلا اشاره شد امروزه قسمت اعظم داراييهای سازمانهارا داراييهاي نامشهود تشكيل ميدهند و روشهاي حسابداري قادر به اندازه گيري آنها نيستند (Sullivan et al., 2000). از طرفي در اين اقتصاد دانشي،موفقيت سازمانها به توانايي مديريت اين داراييها نامشهود بستگي دارد. مر[1]وهمكارانش دلايلي را براي توجه و اندازه گيري سرمايه هاي فکری برشمرده اند كه عبارتند از:

1-كمك به سازمانها براي تنظيم استراتژيهاي آنها.

2-ارزيابي اجراي استراتژيها.

3-كمك به تصميمات گسترش و تنوع.

4-استفاده از نتايج اندازه گيري سرمايه هايفكري به عنوان مبنايي براي جبران خدمات.

5-ابلاغ اين داراييها به ذينفعان خارجي سازمانها (Marr,et al.2003).

 

6-ودليل ديگر براي انجام اينكار اين است كه اندازه گيري سرمايه فكري بطور كامل و دقيق، مي تواند ارزش و عملكرد شركتها را اندازه گيري كند چونكه در يك جامعه مبتني بر دانش،دانش بخش مهمي از ارزش يك كالا و نيز بخش مهمي از ثروت يك شركت را تشكيل مي دهد (Kannan et al.,2004 and Chen et al.,2011).

اگر چه ما قادر به اندازه گيري دقيق اين داراييها نيستيم ولي حداقل با توجه به آنها و اطلاع از نقش آنها در عملكرد سازمانی سازمانها،به اهميتسرمايه گذاري بر روي اين داراييها پي ميبريم (San`chez et al.,2010).

  • فرضيه‌هاي تحقيق

فرضيه‌هاي اين تحقيق عبارتنداز:

  1. سرمايه انساني با سرمايه مشتري ارتباط معنادار و مثبتي دارد.
  2. سرمايه انساني با سرمايه ساختاري ارتباط معنادار و مثبتي دارد.
  3. سرمايه ساختاري با سرمايه مشتري ارتباط معنادار و مثبتي دارد.
  4. سرمايه مشتري موجب بهبود عملكرد سازمانی مي شود.
  5. سرمايه ساختاري موجب بهبود عملكرد سازمانی مي شود.
  6. سرمايه انساني موجب بهبود عملكرد سازمانی مي شود.
  7. ضمناً سهم هریک از سرمایه های مشتری و ساختاری و انسانی در بهبود عملکرد سازمانی چه میزانی می باشد؟
    • اهداف انجام تحقيق